محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

32

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

در رأس جمعى از نخبگان لشكر خويش به جنگ او فرستاد . برزالى نيز با قواى خود در اين جنگ شركت جست . دو نيروى مشترك شهر باجه را كه سپاهيان ابن الافطس گرفته بودند ، محاصره كردند و بسيارى را كشتند و اسير كردند . پسر ابن الافطس نيز در ميان اسيران بود . برزالى چندى اسير خود را در قرمونه محبوس كرد ، سپس آزادش نمود . ديگر از اسيران ، يكى از برادران ابن طيفور صاحب ميرتله بود . او را در سال 421 ه در اشبيليه بر دار كردند . بار ديگر پس از چهار سال ميان دو گروه جنگ افتاد . ابن الافطس كه خود از بربرهاى اصيل بود ، در لشكر خويش به جماعتى از بربرها اتكا داشت . سپاه اشبيليه به سردارى اسماعيل بن عباد رهسپار شمال سرزمينهاى ابن الافطس شد و مسافتى پيش رفت ؛ ولى به هنگام بازگشت با لشكر انبوه او مصادف شد و لشكرش درهم شكست و پراكنده گرديد و خود با بقاياى لشكر به اشبونه گريخت و در آنجا چندى موضع گرفت . اين واقعه در سال 425 ه اتفاق افتاد و براى بنى عباد شكستى جبران‌ناپذير بود . محمد بن عبد اللّه برزالى صاحب قرمونه از محركان و ياران ابن عباد در اين جنگها بود . ابن حيان او را مركز و قطب فتنه مىخواند و از خونريزيها و بىرسميهاى او در آن منطقه حكايتها دارد . محمد بن عبد اللّه برزالى از دشمنان خلافت بود و به هيچ‌وجه نمىپسنديد كه خلافت در قرطبه شكل گيرد . برزالى راههايى را كه به قرطبه منتهى مىشد مىبست و شهر را در محاصره مىافگند تا آنجا كه وزراى قرطبه براى دفع او از طايفه‌اى ديگر از بربرهاى بنى برزال كه در شذونه بودند يارى طلبيدند . ابن الافطس نيز از طايفهء ديگر بربر مدد خواست . ابن حيان دربارهء بربرها گويد : « در هر شهرى جمعى از ايشان زندگى مىكنند . ميان رؤساى شهر فتنه برمىانگيزند و خود از انعامات و خلعتهاى ايشان برخوردار مىشوند . از جمله از اين دزدان جمعى هم در قرطبهء نزد ما هستند . شمارشان اندك است و از جايى يارى نمىبينند ، ولى صاحب نفوذ بسيارند ، آن‌سان كه فرمانروايان ، دشمن را جز به وسيلهء ايشان نتوانند كشت و زمين جز در كنف حمايت ايشان آباد نخواهد شد . طايفه‌اى نزد ابن الافطس هستند و او را در برابر ابن عباد مدد مىرسانند و جماعتى در قرطبه هستند كه شهر را از هجوم دشمن حفظ مىكنند . منزه است آن خداوندى كه اين بربرها پديد آورد و زمين را تا